ویکی واژه
آنجایی
اهل آنجا، از مردم آنجا. یکی از اکابر آنجایی را... مرضی طاری گشته بود. «جامی»
آنجایی
اهل آنجا، از مردم آنجا. یکی از اکابر آنجایی را... مرضی طاری گشته بود. «جامی»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آنجائیکه این روستا چشمهسارهای پلهای باداب سورت (که پس از چشمهٔ پاموککالهی ترکیه به عنوان دومین چشمهٔ آب شور جهان، ثبت جهانی شدهاست) را در محدودهٔ خود دارد از قویترین نقاط گردشگری استان مازندران شمرده میشود.
💡 در آب معدنی ترکیباتی مانند نمکهای ید و ترکیبات آرسنیک و ترکیبات گوگرددار و مواد رادیواکتیو و نظیر آنها وجود دارد که در آب معمولی نیست. از آنجائیکه ترکیبات قشر زمین در نقاط مختلف، متفاوت میباشد، ترکیبات آبهای معدنی هم فرق میکند.
💡 و گفت: وقت تو آنست که آنجائی اگر وقت تودنیاست بدنیائی و اگر عقباست بعقبائی و اگر شادیست در شادئی و اگر اندوهست در اندوهی.
💡 در خراسان شمس دین از بهر چه چندین بماند آری آری شمس آنجائی بود نه ایدری
💡 کوه حلمی و در آنجائی که گویم وصف تو چون دهان تیغ پر گوهر کند تیغ زبان