ارسطاطالیس

لغت نامه دهخدا

ارسطاطالیس. [ اَ رِ / اَ س ِ / اَ ] ( اِخ ) رجوع به ارسطو شود:
داشت اسکندر ارسطاطالیس
کز وی آموخت علمهای نفیس.نظامی.|| نام شهری که ارسطاطالیس بنام خود آباد کرده بود. ( مؤید الفضلاء ) ( برهان ) ( آنندراج ). || نام یکی از خادمان نوح بن منصور که برسالت نزد ابوعلی سیمجور شد. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 120 ).

جمله سازی با ارسطاطالیس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و بر منوال سخن ارسطاطالیس و قواعد گذشته جائر سه نوع بود: اول جائر اعظم و آن کسی بود که ناموس الهی را منقاد نباشد، و دوم جائر اوسط و آن کسی بود که حاکم را مطاوعت نکند، و سیم جائر اصغر و آن کسی بود که بر حکم دینار نرود؛ و فسادی که از جور این مرتبه حاصل آید غصب و نهب اموال و انواع دزدی و خیانت باشد، و فسادی که از جور دو مرتبه دیگر باشد عظیم تر از این فسادها بود.

💡 ای پسر هر چند جوانی پیر‌عقل باش، نگویم که جوانی مکن ولکن جوان خویشتن‌دار باش و از جوانان پژمرده مباش، جوان شاطر نیکو بود، چنانکه ارسطاطالیس حکیم گفت: «ا‌لشباب نوع من الجنون‌» و نیز از جوانان جاهل مباش که از شاطری بلا نخیزد و از کاهلی بلا خیزد و بهرهٔ خویش از جوانی به‌حسب طاقت بردار، که چون پیر شوی خود نتوانی، چنانکه آن پیر گفت که ‌«چندین مال بخوردم، در وقت جوانی و خوب‌رویان مرا نخواستند، چون پیر شدم من ایشان را نمی‌خواهم‌» بیت:

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز