اجرای
مترادفها
انجام، پیادهسازی، اجرا
فرهنگ فارسی
جاری کردن، روان ساختن، راندن، رواکردن امری
جمله سازی با اجرای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شب ماجرای دیده از خون دل نوشتم کو باد تا ز بلبل نامه به گل رساند
💡 خاطرم از ماجرای عمر بی حاصل گرفت پیش بینی کو کز او پرسم مآل خویشتن
💡 است. پیادهسازی سریعتری از این الگوریتم، توسط روبرت تارجان ارائه شد که زمان اجرای آن برای یک گراف نا متراکم
💡 ماجرایی خردهوار اندر میان خواهم نهاد باورم کن گرچه کس را از من این باور نشد
💡 ماجرای دل و آن غمزه بدمست مپرس می چکد خون ز سخن، شیشه به سنگ آمده را
💡 اجرای دقیق و منظم برنامه در زمانبندی مشخص، یکی از مهمترین عوامل موفقیت در برگزاری کنفرانسهای بزرگ و همایشهای علمی بینالمللی است.
💡 تیم فنی متخصص مسئولیت اصلی اجرای پروژههای پیچیده مهندسی را بر عهده دارد تا از بروز هرگونه خطا در مراحل مختلف کار جلوگیری شود.
💡 اجرای صحیح و دقیق دستورالعملهای ایمنی در محیط کار، میتواند از بروز حوادث ناگوار و آسیبهای جانی برای کارگران در حین فعالیت جلوگیری کند.