آشفته حالی

لغت نامه دهخدا

( آشفته حالی ) آشفته حالی. [ش ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) چگونگی و صفت آشفته حال.

فرهنگ فارسی

( آشفته حالی ) حالت و کیفیت آشفته حال

ویکی واژه

آشفته‌حالی
وضع و حالت آشفته حال، پریشانی و آشفتگی حال؛ پریشان خاطری. منال ای دل که در زنجیر زلفش/ همه جمعیت است آشفته حالی. «حافظ»

جمله سازی با آشفته حالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به هم طومار زلف یار را، مشّاطه می پیچد دل من، گرگشاید دفتر آشفته حالی را

💡 دو عالم معنی آشفته حالی در گره دارم دل افسرده‌ام مهریست بر طومار گیسویی

💡 دیدی مرا و گفتی آشفته حالی آری سودائی غم عشق آشفته است حالش

💡 سواد زلف تو زآشفته حالی دل ما هزار نسخه خوش خط معتبر دارد

💡 عیان است ازشکست رنگ ما وضع پریشانی چه لازم شانه‌کردن طرهٔ آشفته حالی را

💡 دوش بهر گریه در هجرت مجالی داشتم با خیال طره‌ات آشفته حالی داشتم

دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز