آخشیجان

فرهنگ معین

( آخشیجان ) ( اِ. ) جِ آخشیج، عناصر چهارگانه.

ویکی واژه

جِ آخشیج؛ عناصر چهارگانه.

جمله سازی با آخشیجان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نخواهم گفت وصف آفتاب آدم خاکی اگر گویم نه اختر ماند و نه آخشیجانش

💡 زمین را آخشیجان کله بستند فلک را اختران بستند آذین

💡 ویرانگر هفت حصن غبرا باش بر همزن چار آخشیجان شو

💡 درختی شناس این جهان فراخ سپهرش چو بیخ آخشیجانش شاخ

💡 شعله تیغ شریعت ساز ملحد سوز تو آتش اندر رخت چرخ آخشیجان می‌زند

💡 ز آن سلاسل آخشیجان یافت روح زان جلاجل اختران بست آسمان