بقولات
لغت نامه دهخدا
بقولات. [ ب ُ ] ( ع اِ ) ج ِ بُقول. ( ناظم الاطباء ). دانه های گیاه چون نخود و لوبیا و ماش و عدس و باقلا و جز آنها، مرادف حبوبات. || جج ِ بَقْل ْ. تره بار. کلم پیچ. کلم برگ. شلغم. چغندر. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع بقول دان. گیاهانی از قبیل نخود و لوبیا و باقلا و عدس و ماش و غیره که از غذاهای مهم انسان است.بقولات علاوه برمواد نشاستهیی حاوی مقادیر بسیار مواد پروتیدی هستند. معمولا در فارسی بقولات را مرادف با حبوبات استعمال میکنند.
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:لگومینوسه
جمله سازی با بقولات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مکملهای حاوی مهارکنندهٔ آمیلاز با جلوگیری از تولید آمیلاز عملاً کربوهیدراتهای پیچیده را بلوکه میکنند. این دسته از مواد بهطور طبیعی در انواع بقولات، گندم و لوبیاها یافت میشوند.
💡 باغها و کشتزارهای محصولات زراعتی مانند: قهوه، القات، النیله، و حبوب، و بقولات در این شهر فراوان است و بیشتر ساکنانش به کشاورزی اشتغال دارند.