بسنگ

لغت نامه دهخدا

بسنگ.[ ب َ س َ ] ( اِخ ) منتخب کتاب انجیل. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(بِ سَ ) (ص. ) باوقار، باشکوه.

فرهنگ فارسی

منتخب کتاب انجیل.

ویکی واژه

باوقار، باشکوه.

جمله سازی با بسنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چوکوه هر که بیفشرد پا بسنگدلی ز لعل ناب ورا طرف بر کمر دیدم

💡 ز فیض جود تو بحر محیط یک قطره بسنگ حلم تو صد کوه قاف یک مثقال

💡 دل زنده ئی که دادی به حجاب در نسازد نگهی بده که بیند شرری بسنگ خاره

💡 از کوی او بدر نروم گرچه بنده را چون سگ بسنگ دور کند زآستان خویش

💡 اگر نه زر ز سخای تو در دریغ شدست چرا زند زمحک سر بسنگ بر چندان

💡 بکعبه هر که ز بهر سجود شد ز درت سری بسنگ زد آخر بعجز باز آمد

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز