بساطت

لغت نامه دهخدا

بساطت. [ ب َ طَ ] ( ع اِمص ) سادگی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به بساطة شود.
بساطة. [ ب َ طَ ] ( ع مص ) فراخ زبان گردیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گشاده زبان و مازح گردیدن یا بسیط و ساده بودن. ( از اقرب الموارد ). فراخ زبان گردیدن و بی پروا سخن گفتن. ( ناظم الاطباء ). || چگونگی جسم مفرد. ( ناظم الاطباء ) ( دزی ج 1 ).

فرهنگ معین

(بِ طَ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - ساده بودن. ۲ - خوشرویی.

فرهنگ عمید

۱. بسیط بودن، ساده و بی تکلف بودن.
۲. [قدیمی] گشوده زبانی.
۳. [قدیمی] شیرین زبانی.
۴. [قدیمی] لطیفه گویی.

فرهنگ فارسی

بسیطبودن، ساده وبی تکلف بودن گشوده زبانی
۱- ( مصدر ) ساده بودن بی تکلف بودن. ۲- ( اسم ) شیرین زبانی لطیفه گویی. ۳- بی آمیختگی. ۴- گشاده رویی در صحبت و نوازش مهمان. ۵- سادگی بیرنگی: بی نیرنگی. ۶- چگونگی جسم مفرد ( بسیط ).
سادگی.

ویکی واژه

ساده بودن.
خوشرویی.

جمله سازی با بساطت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از بساطت فرد کی ماندی دل من یک نفس ؟ وز رکابت دور کی گشتی سر من یک زمان ؟

💡 فرداست صر صر مرگ، برچیده این بساطت هر چند پا فشاری ای دل چو سنگ قالی

💡 فخرم آن بس بود که هر روزی بر بساطت نهم به عجز جبین

💡 باد را هردم بساطت گوید ای بیهوده‌رو عرش داری زیر پاهان تا به غفلت نسپری

💡 باد پایان سخن را قلمم زان پی کرد تا از ایشان به بساطت نرسد گرد هلال

💡 پای گو بر سر و بر دیده ما نه چو بساط که اگر نقش بساطت برود ما نرویم

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز