بزادی

لغت نامه دهخدا

بزادی. [ ب َ ] ( اِ )سنگ سبز دریایی و گوهر سبزرنگ که زبرجد نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). زبرجد و بلور را گویند. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سنگ سبز دریایی و گوهر سبز رنگ که زبرجد نیز گویند زبر جد و بلور را گویند.

جمله سازی با بزادی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدو گفت کای هندوی بدنژاد به مادر بزادی چه نامت نهاد

💡 اگر تو لقمه‌ای خواهی به شادی محالست این که از آدم بزادی

💡 چو در دنیا بمردن اوفتادی یقین می‌دان که در عقبی بزادی

💡 ای آنک بزادیت چو در مرگ رسیدید این زادن ثانیست بزایید بزایید

💡 اگر سر همه سوی خنجر بریم به روزی بزادیم و روزی مریم

💡 فرامش کرده آن کزعشق صدبار بمردی باز، و، وز مادر بزادی

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز