بدون توقف
یعنی پیوسته، مداوم و بیوقفه. این تعبیر برای کاری بهکار میرود که در آن هیچ وقفه یا ایستایی وجود ندارد.
مترادفها
بیوقفه، مداوم، پیدرپی، مستمر
متضادها
با توقف، متوقف
جمله سازی با بدون توقف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قطار سریعالسیر از ایستگاه مرکزی حرکت کرد و بدون توقف تا رسیدن به مقصد نهایی در شهر همسایه با سرعت بسیار زیاد پیش رفت.
💡 باران بدون توقف به شدت میبارید و باعث شده بود که دید رانندگان در جادههای پرشیب و لغزنده به شدت کاهش پیدا کند.
💡 تیم امدادی بدون توقف و شبانهروزی در محل حادثه مشغول فعالیت بود تا تمامی آسیبدیدگان را از زیر آوارهای فرو ریخته بیرون بیاورد.