بر باد دادن
مترادفها
تباه کردن، نابود کردن، هدر دادن
متضادها
ساختن، حفظ کردن
فرهنگ معین
( ~. دَ ) (مص م. ) ۱ - از دست دادن. ۲ - تلف کردن. ۳ - نابود ساختن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- باد دادن بباد دادن. ۲- ویران کردن خراب کردن. یا برباد دادن خرمن. ۱- باد دادن خرمن. ۲- مستهلک ساختن ضایع گردانیدن عیش تلف کردن عمر.
ویکی واژه
از دست دادن.
تلف کردن.
نابود ساختن.
جمله سازی با بر باد دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تا کی از وضع حسد خواهی مشوش زیستن عافیت بر باد دادن را نباید آب داد
💡 همه طاعات او بر هم نهادند ز استغنای خود بر باد دادند
💡 به تاثیر اختران بر باد دادند ز ما هر یک به اقلیمی فتادند
💡 هر آن دادی که باید داد داند غبار شهر را بر باد دادند
💡 از جنون عشقت آمد شیوه ارباب علم دفتری بر باد دادن یا کتابی سوختن
💡 بعد از آنش سوختند آن جاهلان خاک او بر باد دادند آن زمان
💡 او با تصمیمات نسنجیده و بیفکریهای مداوم خود، تمام سرمایه و ثروتی را که سالها با سختی جمع کرده بود، بر باد داد.
💡 نباید اجازه داد که اختلافات کوچک و بیهوده، تمام روابط دوستانه و سالهای طول عمر ما را به سادگی بر باد بدهد.
💡 اگر دقت کافی در اجرای پروژههای بزرگ علمی نداشته باشیم، ممکن است تمام زحمات و بودجههای صرف شده را بر باد بدهیم.