لغت نامه دهخدا
بذال. [ ب َذْ ذا ] ( ع ص ) بخشنده. ( مهذب الاسماء ). سخت بخشنده. مرد کثیرالجود. بزرگ عطا. بسیارعطا. بسیاربذل. بذول. ( یادداشت مؤلف ).
بذال. [ ب َذْ ذا ] ( ع ص ) بخشنده. ( مهذب الاسماء ). سخت بخشنده. مرد کثیرالجود. بزرگ عطا. بسیارعطا. بسیاربذل. بذول. ( یادداشت مؤلف ).
(بَ ذّ ) [ ع. ] (ص. ) بسیار بخشنده.
سخی، بسیاربذل کننده.
بسیار بذل کننده، سخی
( صفت ) بسیار بذل کننده بخشنده سخی.
بسیار بخشنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابذال یمیمن تو بحدیست که عدش مخصوص یساراست گه عقد اصابع
💡 یا عاذلی فی هواها ما بذالک قل فالصب یزداد حبا و هو معذول
💡 نقود ابذال تو وقف رشید و رضیع لوای اجلال او عون شریف و وضیع
💡 موسم جشن خدایگان جهانست نوبت بخشیدنست و موسم ابذال
💡 قس علی هذا علی بذالقیاس دایره بر دایره بین بی قیاس
💡 از غایت ابذال نعم سایل نعمت الا نعم از لفظ تو نشنیده جوابی