بتدریج به معنای کمکم یا به تدریج است. این واژه به فرآیندهایی اشاره دارد که به آرامی و مرحله به مرحله پیش میروند. در واقع، این مفهوم نشاندهندهی یک تغییر یا پیشرفت است که به صورت یواش یواش و بدون شتاب اتفاق میافتد. به عنوان مثال، در آثار ادبی مانند کلیله و دمنه مشاهده میشود که شخصیتها یا اصحاب سلطنت به مرور زمان به درجات و مراتب بالاتر میرسند؛ این نشاندهندهی این است که آنها به تدریج و به صورت پی در پی به موفقیت دست یافتهاند. این فرآیند تدریجی میتواند در جنبههای مختلف زندگی انسانی، از جمله رشد شخصی، تحصیل، یا حتی در روابط اجتماعی نیز مشاهده شود. به همین دلیل، باید توجه داشت که پیشرفتهای بزرگ معمولاً ناشی از یک سری تلاشهای کوچک و مداوم هستند که به تدریج به نتیجه میرسند. در نتیجه، این مفهوم به ما یادآوری میکند که صبر و استمرار در هر زمینهای میتواند ما را به اهدافمان نزدیکتر کند.
بتدریج
لغت نامه دهخدا
بتدریج. [ ب ِ ت َ ] ( ق مرکب ) کم کم.متدرجاً. تدریجاً. یواش یواش. پایه پایه. ( ناظم الاطباء ): اصحاب سلطان همیشه این مراتب را منظورنداشته اند بلکه بتدریج... آن درجات یافته اند. ( کلیله و دمنه ). || پی در پی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کم کم تدریجا
جمله سازی با بتدریج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشم دارم که بکام تو شود هر دوری که بتدریج زمان گنبد دوران دارد
💡 ما بتدریج در مقام سلوک خیمه در پهلوی ملک زده ایم