لغت نامه دهخدا
بالائی. ( ص نسبی ) بالایی. رجوع به بالا و بالایی شود.
بالائی. ( ص نسبی ) بالایی. رجوع به بالا و بالایی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدین صفت سر و چشمی و قد و بالائی کسی ندید و نشان کس نمیدهد جائی
💡 گر ز ستواری مکانت چون بیوت عادیان ور ز بالائی مقامت همچو حصن عادیا
💡 بمهر ماه دادم دل بعشق سرو دادم جان که ماه سرو بالائی و سرو ماه پیشانی
💡 تنی کز جا نجنبیدی ز آشوب قیامت هم قیامانگیز وی گردید فرقد و بالائی
💡 خسروِ سیارگان تا روی بر بالا نهاد اخترانِ قعرِ مرکز نیز بالائی شدند
💡 والی والا سریر آن که بر ایوان قدر پایهٔ بالائیش تا نهم ایوان رسید