بهمعنای برگشتن یا مراجعت کردن است و در زبان فارسی کاربردی دیرینه دارد. این واژه از ریشهی «گشت» گرفته شده و بهصورت ترکیب مرخم یا مشتق فعلی بهکار میرود. در تعریف علمی و لغوی، «بازگشتن» به معنای باز آمدن از جایی، بازگشت به حالت یا وضع پیشین و یا رجوع کردن به اصل و سرچشمهی نخستین است. این صورت اسم مفعولی، «بازگشته»، معمولاً برای اشاره به کسی یا چیزی بهکار میرود که حرکت یا سیرش به پایان رسیده و اکنون به نقطهی آغاز یا مأخذ خود باز آمده است.
در متون ادبی، «بازگشته» غالباً مفهومی استعاری و معنوی دارد و از آن برای بیان موضوعاتی چون بازگشت روح به مبدأ، پایان سفر انسان در هستی، یا رسیدن به آرامش پس از آشوب استفاده میشود. نظامی گنجوی در بیت خود: «ای مصعد آسمان نوشته / چون گنج به خاک بازگشته»، به زیباترین شکل، بازگشت را نمادی از چرخهی حیات و مرگ میداند؛ یعنی آنکه به اوج رفته، سرانجام چون گنج نهفته، به خاک و اصل خود بازمیگردد. در این تعبیر، بازگشت نه شکست، بلکه کمالی است که انسان در پی سیر و سلوک به آن دست مییابد.
در کاربرد رسمی و ادبی امروز نیز، واژهی «بازگشته» علاوه بر معنای لغوی، بار فلسفی و اخلاقی پیدا کرده است. از آن برای اشاره به بازآمدن از خطا، بازگشت به وطن، یا رجوع به حقیقت درونی استفاده میشود. این واژه، هم در گفتار روزمره و هم در آثار نویسندگان و شاعران، نشانهی درک عمیق از مفهوم حرکت و بازگشت در زندگی است؛ مفهومی که در آن هر پایان، تصویری از آغاز دوباره به شمار میرود.