بادی گارد
مترادفها
محافظ، نگهبان
فرهنگ معین
[ انگ. ] ( اِ. ) محافظ شخصی.
ویکی واژه
محافظ شخصی.
جمله سازی با بادی گارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استینگ در پی پی وی جنسیس به مصاف ابیس رفت و در این بازی شکست خورد. در هفتهٔ بعد از جنسیس درگیری استینگ و ابیس جدی تر شد. استینگ و هم تیمی سابقش کریستین کیج که به بادی گاردی تامکو بود به مصاف ابیس رفتند در این بازی سه نفره بر سر کمربند سنگینوزن ابیس موفق به پیروزی و دفاع از کمربند خودش شد.
💡 رئیس دولت برای حفظ امنیت شخصی خود در طول مراسم رسمی و مهم، از یک تیم حرفهای متشکل از بادی گارد استفاده میکند.
💡 وجود بادی گارد در کنار افراد مشهور باعث میشود که هواداران نتوانند به راحتی به آنها نزدیک شده و مزاحمت ایجاد کنند.
💡 او آموزشهای بسیار سختی را برای تبدیل شدن به یک بادی گارد ماهر و متخصص در زمینه حفاظت از افراد مهم گذراند.