لغت نامه دهخدا
باتلاقی. ( ص نسبی ) منسوب به باتلاق: اراضی باتلاقی.
باتلاقی. ( ص نسبی ) منسوب به باتلاق: اراضی باتلاقی.
منسوب به باتلاق
باتلاقی ( نام علمی: Sphagnales ) نام یک راسته از division خزه است.
💡 پوشش گیاهی این حوزهٔ آبریز بهصورت پوشش جنگلی نیمه متراکم و تُنُک از نوع درختچه با وسعت ۱۲٬۰۰۰ هکتار (٪۴٫۱ مساحت حوزه) و مرتع (٪۶۰ مساحت حوزه) است. زمینهای زراعی منطقه بالغ بر ۱۴۷٬۵۲۱ هکتار است که ٪۷۴ آن را دیم و ٪۲۶ مابقی را آبی تشکیل میدهد. بقیهٔ زمینهای حوزهٔ آبریز اترک را مناطق مسکونی، بایر، باتلاقی و شورهزار تشکیل میدهند (۱).
💡 سرزمین زراعی دهقان ماگوت واقع در مردابهای شرق شایر. زمین باتلاقی آنجا برای ساخت خانههای هابیتی که معمولاً به صورت سوراخ هابیتی است مناسب نیست لذا مجبور به ساخت خانه بر روی زمینند. خود تالکین گفتهاست این نام از انگلیسی قدیم آمده و تقریباً به معنی زمین لوبیا است.
💡 آهن باتلاقی در ساحل شرقی مریلند نیز یافت شد. بقایای یک مرکز ذوب تجاری در نزدیکی اسنوو هیل، مریلند، اکنون به یک مکان تاریخی ایالتی و ملی تبدیل شدهاست. این شهر که به عنوان شهر کوره شناخته میشود، به خاطر رودخانه نزدیک آن به نام کوره آهن ناساوانگو نیز شناخته میشود. کوره تجاری از حدود ۱۸۲۵ تا ۱۸۵۰ کار میکرد.
💡 شرکت آهن شاپلی در سال ۱۸۳۶ یک کارخانه ذوب در شاپلی شمالی، مین، برای بهرهبرداری از ذخایر کوچک آهن باتلاقی در برکه اوسیپی کوچک، ساخت. این کارخانه در سال ۱۸۳۷ شروع به کار کرد، اما بر اساس تاریخچه شاپلی در سال ۱۸۵۴، «این کسب و کار بدون سودشناخته شد، بنابراین پس از چند سال رها شد.»
💡 آهن استخراج شده از سنگ معدن باتلاقی اغلب حاوی سیلیکاتهای باقیماندهاست که میتواند یک پوشش شیشه ای ایجاد کند که تا حدی مقاومت در برابر زنگ زدگی ایجاد میکند.