بائی

لغت نامه دهخدا

بائی. ( اِخ ) دهی از دهستان شهرنو بالا ولایت باخرز بخش طیبات شهرستان مشهد 74هزارگزی شمال باختری طیبات. دامنه معتدل. دارای 251 تن سکنه، آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، بن شن، تریاک و شغل اهالی زراعت، مال داری، قالیچه بافی است. راه مالرو دارد. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9 ).

جمله سازی با بائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دلبربائیهای زلفت را چه دانم گفت لیک جانفزائیهای لعلت سخت دلخواه آمده

💡 از نسیمی کمترم در گلستان روزگار این نشد کز تو گلی بند قبائی وا کنم

💡 میرزا ابوالحسن طباطبائی بروجردی، فرزند سید علی طباطبائی بروجردی، از مشروطه‌خواهان و مجتهدان سرشناس، اهل اصفهان بود.

💡 وی از جمله ی شاعران صاحب بن عباد است و ثعالبی در یتیمه الدهر از او ذکر بمیان آورده است. شعرش در نهایت زیبائی بود.

💡 عبدالله بن سبأ به نام‌های دیگر ابن سبأ، ابن سوده، ابن حرب، ابن وهب که نام فرقه سبائیه از نام وی گرفته شده‌است. اهل سنت

💡 دشوار نمائی رخ و دشوار دهی بوس آسان بربائی دل و آسان ببری جان

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز