ایازی. [ اَ ] ( اِ ) برقع سیاهی که زنان بر پشت چشم بندند. ( آنندراج ) ( برهان ). نوعی ازبرقع باشد که اکثر سیاه رنگ شده و زنان بر روی کشندو آنرا چشم آویز نیز گویند. ( جهانگیری ):
شفق غلاله خورشید ارغوانی دوخت
چو زهره بست ایازی عنبرین بر چشم.رفیعالدین لنبانی.رجوع به ایاسی شود.
(اَ ) (اِ. ) = ایاسی: نقاب سیاهی که زنان بدان صورت خود را پوشانند.
نقاب سیاه که زنان بالای پیشانی یا روی صورت خود بیندازند.
( اسم ) نقاب سیاهی که زنان بدان صورت خود را پوشانند.
ایاسی: نقاب سیاهی که زنان بدان صورت خود را پوشانند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کمترینت بندهام کت عاقبت محمود باد سالها شد تا بدین درگه ایازی میکنم
💡 در حضرتت چه سنجد جان همام کانجا محمود میدهد جان در صحبت ایازی
💡 حسن خود رای مسخر نشود شاهان را دل محمود به این خوش که ایازی دارد
💡 اندر مقام محمود چون راه نمیدهندت در معرض حریفان دعوی مکن ایازی
💡 همه خونست اشک خسرو، همه این بود ضرورت پسر سبکتگین را چو به دل بود ایازی
💡 گر بنده ی محمود ایازست حقیقت این بنده ایازیست که محمود ندارد