اولیه
مترادفها
نخستین، ابتدایی، مقدماتی
متضادها
ثانویه، نهایی
فرهنگ معین
(اَ وَ یِّ ) [ ع. اولیة ] (ص. ) مؤنث اولی، نخستین، پیشین.
فرهنگ فارسی
(صفت ) موئ نث اولی نخستین پیشین: حالت اولیه تربیت اولیه. جمع: اولیات.
مونث اولی
ویکی واژه
اولیة
مؤنث اولی؛ نخستین، پیشین.
جمله سازی با اولیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رابر طبیعی یا سیس – ۱ و ۴- پلیایزوپرن دارای منومر اولیه سیس – ۱ و ۴- ایزوپرن (این ماده گاهی کائوچو نامیده میشود) است. رابر طبیعی توسط فرآوری عصاره درخت رابر
💡 پرفشاری خون در یکی از دو گروه پرفشاری اولیه یا پرفشاری ثانویه قرار میگیرد. حدود ۹۰ تا ۹۵ درصد از موارد از نوع پرفشاری اولیه هستند و این بدان معناست که هیچ دلیل پزشکی مشخصی برای آن وجود ندارد. ۵ تا ۱۰ درصد دیگر از نوع پرفشاری ثانویه هستند که شرایط تأثیرگذار بر کلیهها، شریانها، قلب یا دستگاه غده درونریز باعث ایجاد آن میشوند.
💡 میگوید: باز ننمود ایشان را که در زمین نشستهاند هلاک کردن ما پیشینیان را، که اگر خواهیم اینان را هلاک کنیم چنان که ایشان را کردیم. و خواندهاند در شواذّ: ا و لم نهد بنون، و معنی آنست که پیدا نکردیم و باز ننمودیم اینان را که درین شهرها نشستهاند، باهلاکنا اولیهم، بهلاک کردن ما پیشینان را که اگر خواهیم ایشان را بگیریم بگناهان ایشان.
💡 وی به دلیل ایفای نقش زنان در اپراهای اولیه آذربایجان مشهور است.
💡 با کمال هر دو عالم همچو شاه اولیه خویشتن را پیرو دین پیغمبر ساخته