انحنا

لغت نامه دهخدا

انحنا. [ اِح ِ ] ( ع اِمص ) خمیدگی و کجی و اعوجاج. ( ناظم الاطباء ). خمیدگی. ( از اصطلاحات فرهنگستان ). کجی. اعوجاج. چفتگی. ( فرهنگ فارسی معین ). بخمی. کوژی. دوتایی. دوتاهی. دولایی. خوهلی. کژی. ( یادداشت مؤلف ):
ابیات من چو تیر است از شست طبع من
زیرا یکی کشیده کمانم ز انحنا.مسعودسعد.- انحنا داشتن؛ خمیدگی و کجی داشتن. ( ناظم الاطباء ).
- قابل انحنا؛ چیزی که بتوان آنرا کج کرد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

خمیده شدن، کج شدن، خمیدگی.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) خمیده شدن کج گردیدن چفته شدن. ۲ - ( اسم ) خمیدگی کجی اعوجاج چفتگی. ۳ - خمیدگی خط.

ویکی واژه

curva

جمله سازی با انحنا

💡 ممکن است که از ریاضیات بیاد آورید انحنای هر منحنی در هر نقطه به مشتق دوم منحنی در آن نقطه وابسته است. در نقاط انتهایی، یک نوار واقعی از چوب یا فلز خم نمی‌شود، و مشتق دوم این منحنی صفر است.

💡 دعوی کنی که پیر شدم زیر بار دل برهان مستقیم برین دعوی انحناست

💡 گر بخواهد راست بینی های فکرصایبت می برد از قامت گردون گردان انحنا

💡 ابیات من چو تیر است از شست طبع من زیرا یکی کشیده کمانم ز انحنا

💡 خاصیت مواد آکستیک مانند انحنای دوبل (دو جانبه) می‌تواند باعث افزایش راحتی و دوام بیشتر لوازم ورزشی و محافظت شخص شوند.

💡 توئی که پشت فلک با همه بلندی قدر ز بار بر تو پیوسته انحنا دارد

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
ایزابل یعنی چه؟
ایزابل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز