انتظاری
مترادفها
منتظر، چشمبهراه، امیدوار
متضادها
غیرمنتظره، ناگهانی
لغت نامه دهخدا
انتظاری. [ اِ ت ِ ] ( ص نسبی ) آنکه انتظار داشته باشد. ( آنندراج ):
هر دل ز تو اشک ریز حسرت
چون گوشه چشم انتظاری.طالب آملی ( از آنندراج ).|| ( حامص ) نگرانی و چشم داشتگی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آن که انتظار داشته باشد
جمله سازی با انتظاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زندگانی صرف کردن در طلب حیفی نباشد گر دری خواهد گشودن سهل باشد انتظاری
💡 . با این فرض میدانیم که چه انتظاری میتوانیم داشته باشیم، اما اگر فرض را به صورت
💡 تمام داستان، خیالات خام یک زن برای خرید یک لاک است. همینطور او بهعنوان یک زن نباید از شوهرش هیچ انتظاری داشته باشد.
💡 با یکی هجران دو روز وصل فال توأم است در رهش تا دیدهام شد ز انتظاریها دچار
💡 ندید از گرد راهش، دیده هرگز سرمه واری را ازین ره، کار دشوار است، چشم انتظاری را
💡 خاتمی این فیلم را «یک امر اعتراضی» دانست و در مصاحبه با رادیو فردا گفت که برای ساخت آن مجوزی از حکومت ایران گرفته نشد و انتظاری نیز به کسب مجوز انتشار در ایران ندارد.
💡 نتایج حاصل از آزمایشهای آزمایشگاهی جدید، برخلاف آنچه در ابتدا به صورت انتظاری تصور میشد، بسیار فراتر از حد توان محققان ظاهر شد.
💡 او در حالت انتظاری قرار داشت تا زمانی که نامه رسمی از سوی وزارتخانه صادر شود و اجازه شروع پروژه جدید را به او بدهند.
💡 واکنش تند افکار عمومی به تغییر قوانین مالیاتی، یک نتیجه انتظاری در فضای سیاسی فعلی کشور با توجه به شرایط اقتصادی موجود بود.