لغت نامه دهخدا
انتظاری. [ اِ ت ِ ] ( ص نسبی ) آنکه انتظار داشته باشد. ( آنندراج ):
هر دل ز تو اشک ریز حسرت
چون گوشه چشم انتظاری.طالب آملی ( از آنندراج ).|| ( حامص ) نگرانی و چشم داشتگی. ( ناظم الاطباء ).
انتظاری. [ اِ ت ِ ] ( ص نسبی ) آنکه انتظار داشته باشد. ( آنندراج ):
هر دل ز تو اشک ریز حسرت
چون گوشه چشم انتظاری.طالب آملی ( از آنندراج ).|| ( حامص ) نگرانی و چشم داشتگی. ( ناظم الاطباء ).
آن که انتظار داشته باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زندگانی صرف کردن در طلب حیفی نباشد گر دری خواهد گشودن سهل باشد انتظاری
💡 . با این فرض میدانیم که چه انتظاری میتوانیم داشته باشیم، اما اگر فرض را به صورت
💡 تمام داستان، خیالات خام یک زن برای خرید یک لاک است. همینطور او بهعنوان یک زن نباید از شوهرش هیچ انتظاری داشته باشد.
💡 با یکی هجران دو روز وصل فال توأم است در رهش تا دیدهام شد ز انتظاریها دچار
💡 ندید از گرد راهش، دیده هرگز سرمه واری را ازین ره، کار دشوار است، چشم انتظاری را
💡 خاتمی این فیلم را «یک امر اعتراضی» دانست و در مصاحبه با رادیو فردا گفت که برای ساخت آن مجوزی از حکومت ایران گرفته نشد و انتظاری نیز به کسب مجوز انتشار در ایران ندارد.