العاب
مترادفها
بازیها
متضادها
جدیت
لغت نامه دهخدا
العاب. [ اِ ] ( ع مص ) لعاب رفتن از دهان و لعاب ناک شدن دهان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). لعاب داشتن دهان بچه و جاری شدن آن. ( از اقرب الموارد ). || بر بازی انگیختن یا آوردن چیزی که بدان بازی کنند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). واداشتن ببازی یا اسباب بازی آوردن برای دختر. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(اِ ) [ ع. ] (مص م. ) به بازی انگیختن.
ویکی واژه
به بازی انگیختن.
جمله سازی با العاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 علیّ بن الحسین بن علیّ، زین العابدین (ع) روایت کند از پدر خویش الحسین بن علیّ (ع) گفتا: «مردی آمد از بنی تمیم پیش امیر المؤمنین علی (ع) و گفت: یا امیر المؤمنین، خبر ده ما را از اصحاب رسّ در کدام عصر بودند و چه قوم بودند؟
💡 در خانه ای که زین العابدین علی بن الحسن(ع) در آن به نماز بود، آتش اندر افتاد. دیگران بانگ کردند که ای پسر رسول خدا، آتش، آتش.
💡 زین العابدین بن محمدتقی اصفهانی (۱۱۸۷–۱۳۰۰ه. ق/۱۷۷۳–۱۸۸۲م) معروف به اشرفالکتاب از استادان مسلم خط نسخ در سده سیزدهم هجری و از خوشنویسان در بار ناصرالدین شاه قاجار بود. وی در سال ۱۱۸۷ هجری قمری در اصفهان دیده به جهان گشود و فرزند محمد تقی اصفهانی است.
💡 در سال ۱۳۴۳ شمسی در تهران و در خانوادهٔ قائم مقام فراهانی متولد گردید. نسب وی با سی و هشت واسطه به امام چهارم شیعیان (زین العابدین) منتهی میگردد.
💡 بعد از برکناری عبدالحمید دوم از سمتش احمد العابد از ترس جان ترکیه را به مقصد اروپا ترک کرد و در اروپا فرزندش محمدعلی العابد نخستین کس که لقب رئیسجمهور سوریه را حمل میکرد به وی ملحق شد سپس با خانواده به قاهره رفت و در سال ۱۹۲۴ میلادی در آنچا درگذشت.
💡 قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اسم ملک تجمل عباده بطاعته و تزین خدمه بعبادته، لا یتجمّل بطاعة المطیعین و لا یتزیّن بعبادة العابدین، فزینة العابدین صدار طاعتهم و زینة العارفین حلّة معرفتهم. و زینة المحبّین تاج ولایتهم.