اقتراب

لغت نامه دهخدا

اقتراب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) نزدیک شدن. ( ترجمان القرآن جرجانی ). همدیگر نزدیک شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). به همدیگر نزدیک شدن. ( ناظم الاطباء ). نزدیک آمدن. ( غیاث اللغات از لطائف ). قرب. ( المصادر زوزنی ): اقتربت الساعة وانشق القمر. ( قرآن 1/54 ).

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) نزدیک شدن.

فرهنگ عمید

به همدیگر نزدیک شدن.

فرهنگ فارسی

بهمدیگرنزدیک شدن
( مصدر ) نزدیک شدن نزدیک آمدن.

ویکی واژه

نزدیک شدن.

جمله سازی با اقتراب

ای دل ترسنده از نار و عذاب با چنان دست و لبی کن اقتراب
منت خدایرا که بداد اتفاق سعد چشم مرا بخاک جناب تو اقتراب
کرده با لفظ بدیع تو معانی اقتران جسته با جاه رفیع تو معانی اقتراب
منهیان رفتند دربار ولیعهد ملک کاشکارا شد کنون در وعد ساعت اقتراب
هشتم ولی بار خدا آنکه بر درش هفتم سپهر راست به عجز اقتراب‌ها
مقرون به قرب حضرت بیچون شد آنکه او سلمان صفت نمود به وصل وی اقتراب
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
تعامل
تعامل
دارک
دارک
ارق ملی
ارق ملی
فال امروز
فال امروز