افد

لغت نامه دهخدا

افد. [ اَ ف ِ ] ( ص، اِ ) بمعنی افتد است که شگفت و عجب و تعجب باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( هفت قلزم ). غریب. عجیب. ( یادداشت دهخدا ). افدستا. ( از برهان ). درپهلوی اود یعنی عجیب شگفتی آور. ( از حاشیه برهان چ معین ). || ستایش کننده. ( برهان ) ( آنندراج ) ( هفت قلزم ). رجوع به افتد و مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات پارسی ص 321 شود.
افد. [ اَ ف َ ] ( ع مص ) شتابی کردن. ( آنندراج ). شتاب کردن. ( المصادر زوزنی ). || درنگ نمودن. از اضداد است. ( آنندراج ). || نزدیک گشتن. ( آنندراج ). نزدیک شدن. ( المصادر زوزنی ). || ( ع اِ ) مدت و غایت. ( آنندراج ).
افد. [ اَ ف ِ ] ( ع ص ) شتابنده. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(اَ ) (ص. ) عجیب، شگفت آور.

فرهنگ عمید

شگفت، عجب، عجیب، شگفت آور.

فرهنگ فارسی

شگفت، عجب، عجیب، شگفت آور
( صفت ) عجیب شگفت آور.
شتابنده

ویکی واژه

عجیب، شگفت آور.

جمله سازی با افد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 افدیرک ۵٬۷۶۰ نفر جمعیت دارد و ۴۵۵ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 اگر از عشق لافد مرد و نامرد و بنازد پر سر مردان که خسرو مردتر باشد از آن هر دو

💡 بدیده‌ام مژه را زیبد از هنر لافد از آن سبب که بدست رقم نگار انگشت

💡 افدیرک (به عربی: افدیرک) یک منطقهٔ مسکونی در موریتانی است که در منطقه تیریس زمور واقع شده‌است.

💡 یک طبق بلور را ماندکه بشکافد ز هم نیمی افتد بر یسار و نیمی افتد بر یمین

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز