الاعناق
مترادفها
گردنها
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
عنق (۹ بار)
گردن. در اقرب الموارد گفته:عنق محل اتصال سر به بدن است مذکّر و مؤنّث هر دو آید مذکّر بودن اکثر است جمع آن اعناق میباشد.. دست را به گردنت بسته نکن(در انفاق تقتیرنکن). در آیه. مراد از «فَوْقَ الْاَعْناقِ» ظاهراً سرهات که بالای گردن قرار گرفتهاند.. راغب گوید به اشراف ناس اعناق القوم گویند و اعناق در آیه به معنی اشراف است. طبرسی آن را یکی از چند احتمال شمرده. ولی ظهور آیه میرساند که اعناق به معنی گردنهاست و خضوع اعناق عبارت اخرای خضوع صاحبان اعناق است و خضوع شامل همه است نه فقط برای اشراف میباشد.
جمله سازی با الاعناق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اذ يوحى ربك الى الملئكه انى معكم فثبتوا الذين ءامنوا سالقى فى قلوب الذين كفرواالرعب فاضربوا فوق الاعناق و اضربوا منهمكل بنان (12)
💡 غير كارى بپرهيزيد و نيروى خود را در آن صرف نكنيد، بلكه ضربه هاى كارى برپيكر دشمن فرود آريد ضربه بر بالاتر از گردن، بر مغزها و سرهاى آنها فرودآريد (فاضربوا فوق الاعناق )
💡 اذ يوحى ربك إ لى الملئكة انى معكم فثبتوا الذين امنوا سالقى فى قلوب الذين كفرواالرعب فاضربوا فوق الاعناق و اضربوا منهمكل بنان (12)
💡 (فاضربوا فوق الاعناق و اضربوا منهم كل بنان ) مراد از اينكه فرمود (بالاىگردن ها را بزنيد) اين است كه سرها را بزنيد، و مراد از(كل بنان ) جميع اطراف بدن است، يعنى دو دست و دو پا و يا انگشتان دستهايشان رابزنيد تا قادر به حمل سلاح و به دست گرفتن آن نباشند.