( اعزة ) اعزة. [ اَ ع ِزْ زَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عَزیز، بمعنی ارجمند و کمیاب و ناموجود.( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). ج ِ عَزیز. ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). بزرگوارشدگان. ( مقدمه لغت میرسیدشریف جرجانی ص 2 ). بزرگواران و عزیزان است. ( غیاث اللغات ). || غالب شوندگان. || دوست داشته شدگان. ( مقدمه میرسیدشریف جرجانی ص 2 ).
(اَ عِ زِّ ) [ ع. اعزة ] (ص. ) جِ عزیز، ارجمندان، گرانمایگان، بزرگواران.
= عزیز
( صفت ) جمع عزیز ارجمندان گرانمایگان بزرگواران عزیزان.
[ویکی الکتاب] معنی أَعِزَّة: عزیزان
ریشه کلمه:
عزز (۱۱۹ بار)
اعزة
جِ عزیز؛ ارجمندان، گرانمایگان، بزرگواران.
💡 اما حکایت کرد مرا استاد من الشیخ الامام ابوجعفر بن محمد ابی سعد المعروف به صرخ (؟) از الشیخ الامام محمد بن عقیل القزوینی از امیر فخر الدوله باکالیجار البویی که یکی را از اعزهٔ آل بویه مالیخولیا پدید آمد و او را در این علت چنان صورت بست که او گاوی شده است. همه روز بانگ همیکرد و این و آن را همیگفت که:
💡 و چون در اینها تأمل نمودی، دیده بگشا و در احوال مردمان کن و ببین: در سیرت و طریقه اعاظم افراد بنی آدم، و اعزه مخلوقات عالم، از پیغمبران مرسل و اولیای کمل و محرمان حرم عزت، و باریافتگان حرم خلوت قرب رب العزه، که چگونه به قلیلی از دنیا اکتفا نمودند و به قناعت گذرانیدند، و زاید از قدر ضرورت را نگاه نداشتند.
💡 ز من اعزه چو تاریخ فوت او جستند به عون هم نفسان سکهدار گشت این زر
💡 حدیث: روی عن عمر بن الخطاب رضی الله عنه انه قال: قال رسول الله صلی الله علیه و سلم: «من خرج من ذل المعاصی الی عز التقوی اغناه الله بلامال و اعزه بلاعشیرة و من رضی من الله بالیسیر من الرزق رضی الله عنه بالقلیل من العمل».