اعتساف

لغت نامه دهخدا

اعتساف. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) بیراه رفتن و میل کردن از راه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). از عسف بمعنی بیراه رفتن و بیداد کردن. ( از کنز و کشف و منتخب بنقل از غیاث اللغات ). عدول کردن و منحرف شدن از راه. ( از اقرب الموارد ). بیراهه رفتن. بر بیراهه شدن. ظلم کردن. ستم کردن. بیداد کردن. از راه راست منحرف شدن. ج، اِعتِسافات. ( فرهنگ فارسی معین ). ظلم. ستم. عسف. جور. زور. ( یادداشت مؤلف ). || ستمکاری. ( فرهنگ فارسی معین ). || خدمت خواستن از کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بخدمت داشتن کسی را.( از اقرب الموارد ). || اشتباه کردن راه بر اثر نبودن راه نما و نداشتن اطلاع. ( از اقرب الموارد ). || دست بکاری زدن بدون تدبیر و اطلاع.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) زور گفتن. ۲ - بیراهه رفتن. ۳ - (اِمص. ) زورگویی.

فرهنگ عمید

۱. راه را کج کردن، از راه راست منحرف شدن، بیراهه رفتن.
۲. ستم کردن، بیداد کردن.

فرهنگ فارسی

راه راکج کردن، ازراه راست منحرف شدن، بیراهه رفتن، ستم کردن، بیدادکردن
۱ - ( مصدر ) ستم کردن ظلم کردن بیداد کردن. ۲ - ( اسم ) ستم کاری. ۳ - ( مصدر ) بیراهه رفتن بر بیراه شدن از راه راست منحرف شدن. جمع: اعتسافات.

ویکی واژه

زور گفتن.
بیراهه رفتن.
زورگویی.

جمله سازی با اعتساف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچنان که آن دگر یک کز گزاف از قبول و رد شد اندر اعتساف

💡 کشتت چو ز اعتساف عدو و انقلاب عصر حسرت کشیده بیوه زنان کودکان یتیم

💡 شاهباز اوج دولت را همایون مرغ جان صعوه سان زاعتساف کرکسان

💡 هر خطره کان به خاطر خصمت خطور خاست در کار اعتساف تو یک مو خطا نشد

💡 وقتست تا میان چمن عاملان دی بر گلبنان کنند ز نو اعتساف‌ها

💡 این ذلت و انکسار تا چند و این محنت و اعتساف تا کی

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
مکانیسین یعنی چه؟
مکانیسین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز