اطماع

لغت نامه دهخدا

اطماع. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ طَمَع. ( دهار ) ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ طَمَع، بمعنی مرسوم لشکر. گویند: امرهم الامیر باطماعهم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ج ِ طَمَع، روزی لشکر. گویند: اخذ الجنداطماعهم؛ ای ارزاقهم. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ): بر عقب آن مطالب به ارزاق و اطلاقات وجوه اطماع آغاز نهادند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 73 ). || اوقات گرفتن مرسوم لشکر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). اوقات گرفتن لشکر روزی خویش را. ( از متن اللغة ). و رجوع به طمع شود. || ( ص، اِ ) ج ِ طامع. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). ج ِ طامع، بمعنی آزمند و حریص. ( منتهی الارب ). و رجوع به طامع شود.
اطماع. [ اِ ] ( ع مص ) در آز فکندن کسی را. آزمند کردن کسی را. تطمیع. ( از متن اللغة ). در طمع انداختن. ( از کنز ) ( غیاث اللغات ) ( از اقرب الموارد ). امیدوار کردن و آزمند گردانیدن کسی را.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). به طمع افکندن. ( تاج المصادر بیهقی ). و رجوع به تطمیع شود.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) به طمع افکندن.
( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ طمع، آزها، حرص ها. طمع ها.

فرهنگ عمید

= طمع
کسی را به طمع انداختن، آزمند کردن.

فرهنگ فارسی

جمع طمع، کسی رابه طمع انداختن، آزمندکردن
( مصدر ) امیدوار کردن بطمع افکندن آزمند کردن.

ویکی واژه

به طمع افکندن.
جِ طمع؛ آزها، حرص‌ها. طمع‌ها.

جمله سازی با اطماع

💡 صبر من اندر بر اطماع وی لقمه ای باشد برون از حوصله

💡 این فسانه از بهر آن گفتم تا ملک داند که اگر دوستیِ او با این مرد ازین قبیلست، به‌کاری نیاید. ملک گفت: دوستی ما از شوائبِ اغراض و اطماع صافیست و او در طریقِ مخالصت من چنانک گفت:

💡 وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ چون میدانی که حق جل جلاله رزق تو پیش از وجود تو انداخته و سببهای آن ساخته و رسانیدن آن را خود ضمان کرده، نیکو نبود که تو خود را دست مال اطماع هر کس کنی و نیاز خود بمخلوق برداری. گفته ایشانست: «استعانة المخلوق بالمخلوق کاستعانة المسجون بالمسجون» یاری خواستن مخلوق از مخلوق چون یاری خواستن زندانی است از زندانی.

💡 فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ ای فجور و شهوة النّساء، و قیل شک و نفاق.وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً یوجبه الدّین و الاسلام بتصریح و بیان من غیر خضوع و لین، ای مع الاجانب، فالمرأة مندوبة الی الغلظة فی المقالة اذا خاطبت الاجانب لقطع الاطماع.