اسعاد

لغت نامه دهخدا

اسعاد. [ اِ ] ( ع مص ) نیک بخت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب )( مؤید الفضلاء ). نیکبخت گردانیدن. ( زوزنی ). || یاری کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( مؤیدالفضلاء ). یاری. ( غیاث ). یاوری. مساعدت:
التجا بر تست و بر امداد تو
تکیه بر اشفاق و بر اسعاد تو.مولوی.|| یاری دادن زن مر دیگری را در نوحه و آن منهی عنه است. ( منتهی الارب ). || نیک بختی. ( غیاث ).

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. )نیکبخت گردانیدن. ۲ - (اِمص. ) مبارکی. ۳ - یاری، کمک.

فرهنگ عمید

یاری کردن، یاری دادن.

فرهنگ فارسی

یاری کردن، یاری دادن، نیک بخت کردن
۱ - ( مصدر ) نیکبخت کردن بهروز نمودن ۲ - یاری دادن یاری کردن. ۳ - ( اسم ) یاری مساعدت.

ویکی واژه

نیکبخت گردانیدن.
مبارکی.
یاری، کمک.

جمله سازی با اسعاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پادشاه شهریاران بوالمعالی جاودان باسعادت باد و با عز موالی جاودان

💡 تا جان باسعادت غلطان همی‌رود چوگان دو زلف و گوی دل و دشت لامکان

💡 الخلق عرضة تسخیره بین ابقائه و افنائه و اسعاده و اشقائه، فلا وصل و لا هجر و لا خیر و لا شرّ و لا حلو و لا مرّ و لا ایمان و لا کفر و لا طیّ و لا نشر، الّا بارادته و مشیّته و قضائه، «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنی‌ فَادْعُوهُ بِها وَ ذَرُوا الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمائِهِ».

💡 یا اسعد الناس جدا ما سعی قدم الیک الا اراد الله اسعاده

💡 اسعاد یونس (عربی: إسعاد يونس؛ زادهٔ ۱۲ آوریل ۱۹۵۰) یک هنرپیشه، تهیه‌کننده فیلم، فیلم‌نامه‌نویس، مجری تلویزیون و روزنامه‌نگار اهل مصر است.

💡 گفت یا حادی انخ لی ناقتی جاء اسعادی و طارت فاقتی