لغت نامه دهخدا
بیت مقدس.[ ب َ / ب ِ ت ِ م َ دِ ] ( اِخ ) بیت المقدس:
شودز عدل تو گیتی چنان که بام ببام
به بیت مقدس بتوان شدن ز چین و طراز.سوزنی.رجوع به قدس شود.
بیت مقدس.[ ب َ / ب ِ ت ِ م َ دِ ] ( اِخ ) بیت المقدس:
شودز عدل تو گیتی چنان که بام ببام
به بیت مقدس بتوان شدن ز چین و طراز.سوزنی.رجوع به قدس شود.
بیت المقدس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهر جا نعرهها آمد زصخره که رو چون بیت مقدس گیر بهره
💡 جامع مصرت نهم یا مصر جامع کز شرف قدسیان از بیت مقدس می فرستندت پیام
💡 همی برآمد چون برق بر براق و نخست به بیت مقدس چون پیک وهمکردگذر
💡 فضای دهر تهی ماند از بداندیشت چنانکه بیت مقدس ز آل اسرائیل
💡 که این نامه ی من به پورم رسان که در بیت مقدس بود حکمران