استبر

استبر

کلمه‌ی «استبر» در فارسی به معنای تناور، تنومند، ضخیم، قطور، سفت و قوی است و بار معنایی آن اغلب برای توصیف جسم، تنه‌ی درخت، اجسام بزرگ یا افرادی با قامت قوی به کار می‌رود. این واژه نشان‌دهنده‌ی حجم، مقاومت و استحکام بالای چیزی است و در متون ادبی و توصیفی برای تاکید بر بزرگی یا قوت به کار می‌رود. در کاربرد روزمره و ادبیات کهن، «استبر» می‌تواند به تنه‌ی درختان قطور، اجسام حجیم یا حتی انسان‌های قوی و تنومند اشاره داشته باشد. از نظر معنایی، این واژه مترادف با «تناور»، «تنومند»، «ثخن»، «قطور»، «فربه»، «کلفت»، «گنده»، «سفت»، «سخت» و «غلیظ» است و متضاد آن «نازک» یا «لاغر» می‌باشد.

لغت نامه دهخدا

استبر. [ اِ ت َ ] ( ص ) ستبر. سطبر. ( برهان ). گنده. ضخیم. غلیظ. ( سروری ) ( برهان ). هنگفت. قماش غلیظاست که آنرا بکاف فارسی مضموم گنده گویند و استبرق و ستبرق معرّب آنست. ( انجمن آرای ناصری ):
دو بازویش استبر و پشتش قوی
فروزان از آن فرّه خسروی.دقیقی.

فرهنگ معین

(اِ تَ ) (ص. ) نک ستبر.

فرهنگ عمید

= ستبر: دو بازوش استبر و پشتش قوی / فروزان از او فرۀ خسروی (دقیقی: ۱۱۴ ).

ویکی واژه

نک ستبر.

حشره خوار یعنی چه؟
حشره خوار یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز