ازمان

لغت نامه دهخدا

ازمان. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ زَمَن. ( منتهی الارب ). ج ِ زمان. ( دهار ). روزگارها. وقتها. ( غیاث ). اوقات قلیل یا کثیر. ( منتهی الارب ):
ذکر آن اریاح سرد زمهریر
اندر آن ایام و ازمان عسیر.مولوی. || اجزاء ساعات معوجه.
- ازمان اربعه؛ ربیع و صیف و خریف و شتاء.
ازمان. [ اِ ] ( ع مص ) مزمن شدن بیماری. || دیرینه شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). آمدن روزگار بر کسی. ( منتهی الارب ). || انکار کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ زمن و زمان، زمان ها، روزگارها.

فرهنگ عمید

= زَمَن

فرهنگ فارسی

کهنه شدن، دیرینه شدن، وقتها، روزگارها، جمع زمن
( مصدر ) کهنه شدن دیرینه گشتن.

ویکی واژه

جِ زمن و زمان؛ زمان‌ها، روزگارها.

جمله سازی با ازمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شورای امنیت سازمان ملل به درخواست کویت تشکیل جلسه داد اما به جمع‌بندی برای بیانیه نرسید.

💡 پس از مرگ چهارمین شوهرش در سال 1978، او بنیاد منصوب به آن برنت تندی و چارلز دی. تندی را بنا نهاد. این بنیاد به سازمان‌های غیرانتفاعی در منطقهٔ فورت ورث کمک‌های مالی می‌کرد.

💡 این سازمان عهده‌دار و مجری طرح‌های ملی ایالات متحده در زمینه برنامه‌های جوی و اقیانوسی است.

💡 سماع توشهٔ بازماندگان است، هر که رسید ورا به سماع حاجت نیاید؛ از آن‌چه اندر محل وصل حکم سمع معزول بود؛ که سمع مر خیر را باید و خیر از غایب کنند. چون معاینه شد سماع متلاشی شود.

💡 این سازمان دارای ۱۴ کمیسیون منطقه‌ای می‌باشد و فعالیت‌های آن توسط سازمان ملل متحد حمایت می‌گردد.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
جدا یعنی چه؟
جدا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز