اخوان. [ اِخ ْ] ( معرب، اِ ) خُوان. خِوان. معرب خوان فارسی. ( منتهی الارب ). هرچه بر وی طعام خورند. در حدیث است «: حتی ان اهل الاخوان لیجتمعون » و رُوی الخوان.
اخوان. [ اِخ ْ ] ( ع اِ ) ج ِ اَخ. برادران. دوستان. برادرخواندگان:
بدان ای پدر کان جوانان من
که هستند همزاد و اخوان من
ز خانه مرا چون بدشت آختند
برهنه بچاهم درانداختند.شمسی ( یوسف و زلیخا ).اخوان بفتح بدین معنی خطاست. ( غیاث اللغات ).
(اَ خَ ) [ ع. ] (اِ. ) تثنیه اخ، دو برادر.
(اِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ اَخ، برادران، دوستان، برادرخواندگان.
۱. = اخ۲
۲. دوستان.
۳. سالکان.
دو برادر.
تثنیه اخ، دو برادر، برادران، جمع اخ
( اسم ) جمع اخ برادران دوستان برادر خواندگان. یا اخوان سلطنت. برادران شاه. یا اخوان صدق. یاران راستین. یا اخوان صفا. ۱ - یاران یکدل و یک جهت. ۲ - درویشان هم مسلک. ۳ - اخوان الصفائ.
هر چه بر روی طعام خورند
[ویکی فقه] اِخْوان، گروهی مذهبی - سیاسی و نظامی در شبه جزیره عربستان که تحت تأثیر اصول وهابیت بودند و مدتی نقش سیاسی و نظامی در عربستان ایفا کردند.
چنانکه از بیشتر منابع برمی آید، عبدالعزیز بن عبدالرحمان آل سعود برای اسکان بادیه نشینان و سرکوب شیوخ و قبایل مخالف خود در شبه جزیره و دست اندازی به بخش هایی از سرزمین های کشورهای همجوار از قبیل کویت، جنوب عراق و بخش هایی از اردن و یمن طرح تشکیل این دسته را در اندیشه پرورد و آن را ایجاد کرد و به تقویت آن پرداخت.
← اوج فعالیت ها
آنچه در این میان مهم است، بیان عقاید اخوان و رفتار ایشان است.برخی از نویسندگان کوشیده اند تا شباهت هایی میان اخوان و کارهای ایشان با مسلمانان صدر اول اسلام بیابند، از جمله عدم توجه به پیوندهای قبیله ای، لزوم هجرت، مبارزه با آنچه از مظاهر شرک می پنداشتند، کوشش برای اشاعه مذهب و تصلّب در کارهای خود تا پای مرگ و شهادت.در نظر اخوان کسی که از مذهب و روش ایشان «وهابیت» پیروی نمی کرد، مسلمان شمرده نمی شد. حتی سلام سنی و شیعی مذهب را هم پاسخ نمی دادند.
← وظایف عمومی هر یک از اخوان
و نیز گفته شده که اینان از حدود سال ۹۱۸م به اجبار مردم را به پذیرش مذهب خود وا می داشتتند. اما فروکش کردن نسبی اختلافات داخلی عربستان و کمتر شدن فشارهای خارجی از سویی و نافرمانی برخی از سران اخوان در طی چند سال از سوی دیگر، باعث شد که جنبش اخوان به تدریج سست شود، تا سرانجام در گارد ملی عربستان با نام « مجاهدون » ادغام شدند و نامی از ایشان برجای نماند.
[ویکی الکتاب] معنی إِخْوَانَ: برادران
ریشه کلمه:
اخو (۹۶ بار)
تعبیر به «إِخْوان» (برادران) یا به خاطر این است که اعمالشان هم ردیف و هماهنگ اعمال شیاطین است، همچون برادرانی که یکسان عمل می کنند; و یا به خاطر آن است که قرین و همنشین شیطان در دوزخند.
جِ اَخ؛ برادران، دوستان، برادرخواندگان.
تثنیه اخ، دو برادر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اخوان ز اخوان به خیل و عد نفریبد یوم حنین اذا عجبتکم بر خوان
💡 نشانده بر درت ناخوانده شوقم، تا چه فرمایی؟ اگر مقبول بنشینم، وگر مردود برخیزم؟!
💡 همزمان با فراخوانهای اعتصاب در سراسر ایران، کارگران سیمان سپاهان اصفهان نیز دست از کار کشیده و به اعتصابات سراسری پیوستند.
💡 عوض شکوه کنم شکر چو یوسف اظهار من به دولت اگر از سیلی اخوان برسم
💡 یک طبقهبند ضعیف اضافه میشود. در هر فراخوانی بر اساس اهمیت نمونهها، وزنها
💡 اعتمادی نیست بر اخوان دوران سیدا ماه کنعان در چه از دست برادر می رود