اخوال

لغت نامه دهخدا

اخوال. [ اِخ ْ ] ( ع مص ) خداوند بسیار خال یعنی برادر مادر گردیدن. ( منتهی الارب ). خداوند بسیار خالو شدن. خداوند خال بسیار و کریم گشتن. ( تاج المصادر بیهقی ).
اخوال. [ اَخ ْ ] ( ع اِ ) ج ِ خال، بمعنی برادر مادر و علم لشکر و نقطه سیاه که بر اندام بود. ( غیاث اللغات ).

فرهنگ معین

(اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ خال، داییان، دایی ها، برادران مادر.

فرهنگ عمید

= خال۲

فرهنگ فارسی

جمع خال یعنی برادرمادر، دائی
( اسم ) جمع خال دائیان دائیها برادران مادر.
بمعنی برادر مادر و علم لشکر و نقطه سیاه که بر اندام بود

ویکی واژه

جِ خال، داییان، دایی‌ها، برادران مادر.

جمله سازی با اخوال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شب محمد مومن آن اخوالصفا آنکه راه دوستی بی ما زمانی نسپرد

💡 خالی لانت و من جریر خاله ینل العلا و یکرم الاخوالا

💡 و میمونة بنت الحارث گفت: «یا رسول اللَّه اعتقت جاریة لی فقال صلی اللَّه علیه و آله و سلم آجرک اللَّه اما انّک لو اعطیتها اخوالک کان اعظم لاجرک. و قال صلی اللَّه علیه و آله و سلم لزینب امرأة عبد اللَّه بن مسعود: زوجک و ولدک احق من تصدقت علیهم.

💡 حسبت بلد تهم داری و ساکنها جیران بیتی و اعمامی و اخوالی

💡 و کسانی که به مثابت پدران و مادران باشند، مانند اجداد و اعمام و اخوال و برادران بزرگتر و دوستان حقیقی پدران و مادران، هم به مثابت ایشان باشند در وجوب رعایت حرمت ایشان، و بذل معاونت در اوقات احتیاج، و احتراز از آنچه مؤدی باشد به کراهیت ایشان.

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز