اخدود

لغت نامه دهخدا

اخدود. [ اُ ] ( ع اِ ) کنده ای بدرازا. شکاف زمین. ( مهذب الاسماء ). گودال زمین. شکافی بدرازا در زمین و کوه. || نشانه تازیانه. ج، اخادید. || ( ص ) ضربت ِ اُخدود؛ آنکه در پوست شکاف آورد.
اخدود. [ اُ ] ( اِخ ) ( اصحاب... ) مردمی که مؤمنین به پیغامبری را در اخدودی پرآتش کرده سوخته اند. مؤلف قاموس الاعلام آرد: قومی هستند بنجران یمن، کعب ذونواس یکی از ملوک یمن آنان را به دین یهود دعوت کرد و ایشان از قبول آن دین تن زدند و در زبان عرب کلمه اخدود بر حفره هائی اطلاق میشود که در آنجا آتش افروخته و کسانی را میسوخته اند و نام اصحاب اخدود در سورةالبروج قرآن آمده است و رجوع به ذونواس شود - انتهی. و مؤلف مجمل التواریخ والقصص گوید: از گاه ذونواس صاحب الاخدود ششصد و شصت و چهار سال [ است ].

فرهنگ معین

( اُ ) [ ع. ] ( اِ. ) شکاف زمین.

فرهنگ فارسی

شکاف زمین، گودال درازدرزمین، کندهای درزمین به درازا، گودالی که در آن آتش می افروختندجهت سوزاندن کسانی
مردمی که مومنین به پیغمبری را در اخدودی پر از آتش کرده و سوخته اند

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:اصحاب ال

ویکی واژه

شکاف زمین.

جمله سازی با اخدود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال بوتوشانی، باشگاه فوتبال سی‌اف‌آر کلوژ، و باشگاه فوتبال الاخدود اشاره کرد.

💡 ثمّ ذکر ما اعدّ اللَّه للمؤمنین. فقال: إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْکَبِیرُ ای النّجاة العظیم. قیل: هذا وصف للمؤمنین الَّذِینَ صبروا علی تعذیب «الاخدود» اعلم اللَّه المؤمنین انّ قوما بلغت حقیقة ایمانهم الی ان صبروا علی ان احرقوا بالنّار. و قیل: هذا عامّ فی جمیع المؤمنین و هذا اظهر.

💡 قال النّبی (ص): «خمسة تکلّموا قبل ابان الکلام، شاهد یوسف، و ولد ماشطة فرعون، و عیسی، و صاحب جریح، و ولد المرأة الّتی احرقت فی الاخدود».

💡 فقال عقبة و اللَّه لا اخرج من جبال مکة ابدا. فما کان یبرح و اذا خرج اصحابه أبی ان یخرج خوفا من رسول اللَّه (ص). فقالوا لک جمل احمر یطیر بک ان کانت هزیمة فخرج معهم فلمّا هزم المشرکون زلّ به جملة فی اخدود من الارض فاخذه رسول اللَّه (ص) اسیرا فقتله.

💡 «وَ هُمْ» یعنی: الملک و اصحابه، الّذین خدوا الاخدود عَلی‌ ما یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ من عرضهم علی النّار و ارادتهم ان یرجعوا الی دینهم «شهود» ای حضور و قال مقاتل: «شهود» معناه: انّهم یشهدون. «انّ المؤمنین فی ضلال» حین ترکوا عبادة الاصنام.