اختن

واژه «آختن» یا «اختن» در زبان فارسی کهن یک فعل مصطلح است و یکی از رایج‌ترین کاربردهای آن «برکشیدن» یا «بیرون کشیدن» است، به‌ویژه در اشاره به بیرون آوردن سلاح‌هایی مانند تیغ یا شمشیر از غلاف، که در متون حماسی و رزمی به کرات آمده است. علاوه بر این، «آختن» به معنای «بالا بردن» یا «برافراشتن» نیز به کار رفته است، مانند بر افراشتن تاج یا پرچم که در ادبیات کلاسیک فارسی برای نشان دادن شکوه و عظمت شخصیت‌ها یا موقعیت‌ها استفاده می‌شود. معنای دیگر این واژه در موسیقی دیده می‌شود، جایی که به مفهوم «آماده کردن» یا «کوک کردن» آلات موسیقی اشاره دارد تا برای نواختن آماده شوند. در برخی منابع، این فعل به معنای «تشهیر» یا «آشکار کردن» چیزی نیز آمده است، یعنی بیرون آوردن یا نمایان ساختن چیزی که مخفی بوده است. بنابراین «آختن» هم معنای فیزیکی دارد و هم معنای استعاری و هنری، و بسته به زمینه می‌تواند به کشیدن، بالا بردن، برافراشتن، آماده کردن یا آشکار کردن چیزی اشاره کند. این واژه در قالب مصدر و صرف‌های مختلف آن مانند «آخته» یا «آهیخته» در متون کهن فارسی به‌وفور دیده می‌شود و به ویژه در شعر و داستان‌های حماسی و رزمی کاربرد فراوان دارد.

لغت نامه دهخدا

( آختن ) آختن. [ ت َ ] ( مص ) آهختن. آهیختن. برآوردن. آهنجیدن. لنجیدن. کشیدن. برکشیدن. تشهیر. بیرون کشیدن. بیرون کردن. یازیدن. سَل. استلال. اخراج:
یکی آخته تیغ زرین ز بر
یکی برسر آورده سیمین سپر.اسدی.تا بتاج هدهد و طاوس در کین عدوت
تیرهای پرزده ست و تیغهای آخته.انوری.ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته ای
صلح کردیم که ما را سر پیکار تو نیست.سعدی.گرش بر فریدون بدی تاختن
امانش ندادی بتیغ آختن.سعدی.تیغ زبان آخت برای جدل
کی شده در شهرت کاذب مثل.؟- آختن جامه و پوست؛ بیرون کردن و برکشیدن و برکندن آن از تن:
کمانهای ترکی بینداختند
قبای نبردی برون آختند.فردوسی.گوان جامه رزم برآختند
نیایش کنان دست بفراختند.اسدی.ز تن پوستهاشان برون آختند
وزآن جامه گونه گون ساختند.اسدی.- آختن ریسمان و نخ و طراز و مانند آن؛ مد و بسط و کشیدن آن:
بر طراز آخته پویه کند چون عنکبوت
بر بدستی جای بر، جولان کند چون بابزن.منوچهری.چون طرازی آخته فردا بخواهی ریختن
گر کشد بر جامه جاهت فلک نقش طراز.سنائی.- آختن صف؛ صف کشیدن. رده شدن:
همیدون صف شاعران آخته
بخوانده ثناها و پرداخته.شمسی ( یوسف و زلیخا ).- از خانه بیاختن؛ از خانه بیرون بردن و بیرون کردن:
بدان ای پدر کآن جوانان من
که هستند همزادو اخوان من
ز خانه مرا چون بدشت آختند
برهنه بچاهم درانداختند.شمسی ( یوسف و زلیخا ).- برون آختن؛بدر کشیدن. بدر آوردن. بیرون کردن. اخراج:
بکشتی و مغزش برون آختی
مر آن اژدها را خورش ساختی.فردوسی ( شاهنامه چ دبیرسیاقی ج 1 ص 33 ).- دست آختن؛ دست دراز کردن. دست یازیدن:
ندانست کس غارت و تاختن
دگر دست سوی بدی آختن.فردوسی.به ایزدگشسب آن زمان دست آخت
به بیهوده بر، بند و زندانْش ساخت.فردوسی.تو نشنیدی این داستان بزرگ
که شیر ژیان افکند پیش گرگ
که هر کو بخون کیان دست آخت
زمانه جز از خاک جایش نساخت.فردوسی.

فرهنگ معین

( آختن ) (تَ ) (مص م. ) ۱ - بر آوردن، بیرون کشیدن (تیغ وشمشیر از غلاف ). ۲ - بالا بردن، برافراشتن. ۳ - آماده و کوک کردن ساز.

فرهنگ عمید

( آختن ) برکشیدن، برآوردن و بیرون کشیدن چیزی، مثل بیرون کشیدن تیغ از غلاف.
= آختن

فرهنگ فارسی

( آختن ) ( مصدر ) ( آخت آزد خواهد آخت بیاز آزنده آخته ) ۱- بر آوردن کشیدن بر کشیدن بیرون کشیدن: آختن تیغ آختن شمشیر از نیام. ۲ - بر افراشتن بالا بردن: سر تاجشان بر سپهر آختند ( یوسف و زلیخا ). ۳ - کوک کردن و نواختن آلت موسیقی.
بر آوردن آهیختن
آهیختن، آهختن، یاختن: برکشیدن، بر آوردن وبیرون کشیدن چیزی، آخته: آهیخته، برکشیده، بر آورده، برافراشته
بر اختن بر کشیدن تیغ

دانشنامه عمومی

اچتن ( به هلندی: Echten ) یک منطقهٔ مسکونی در هلند است که در لمسترلند واقع شده است. اچتن ۲۳۵ نفر جمعیت دارد.

ویکی واژه

آختن، برکشیدن شمشیر.