آوازخوان

مترادف‌ها

خواننده

فرهنگ فارسی

( آواز خوان ) ( اسم صفت ) کسی که آواز خواند خوانند. حرفه یی مغنی.

ویکی واژه

آنکه آواز می‌خواند؛ خواننده آواز.
آنکه شغل او آوازخوانی است.

جمله سازی با آوازخوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عطا» الله امیدوار معمار، شهرساز، نقاش و موسیقیدان نیز همانند دیگر آوازخوانان موسیقی ایرانی به اذان گویی در دستگاه‌های مختلف موسیقی پرداخته‌است البته او بر خلاف دیگران که تنها در بیات ترک اذان گفته‌اند تجربه‌هایی را در دستگاه‌های نوا، همایون و چهارگاه انجام داده به‌طوری‌که با استناد به شیوه‌های آوازی در این دستگاه‌ها اذان گفته‌است.

💡 پس از برگزاری مراسم افتتاحیه فاش شد که چند موضوع در این مراسم به شکل غیرواقعی بوده‌است، از جمله اینکه دخترک آوازخوان مراسم فقط لب می‌زده‌است و صدا متعلق به شخص دیگری بوده‌است. مقامات چینی علت این کار را زیبا نبودن خواننده اصلی که او هم یک دختر بچه بوده، اعلام کردند. همچنین مشخص شد که برخی از قسمت‌های در آن روز انجام نشده بود و مسئولین چینی از جلوه‌های ویژه از پیش تهیه شده‌استفاده کرده بودند.

💡 موسیقی و لحن این اثر با آنچه پیش از این از اساتید به جای مانده بود و لحن آوازخوانی «دوره قاجار» متفاوت است. چون با ادای لحن‌های خوانده به مقصود خود نمی‌رسید، بنابراین لحن آوازخوانی به دور از تکرار و تقلیدهای متداول خود را به فرهنگ شعر «مولانا» که همان عرفان حماسی ایران است نزدیک نموده‌است.

💡 آن آوازخوان مشهور با صدای مخملی و ردیف‌های پیچیده موسیقی سنتی، توانست تمام مخاطبان حاضر در سالن کنسرت بزرگ را تحت تأثیر قرار دهد و تحسین کند.

💡 برای تبدیل شدن به یک آوازخوان حرفه‌ای، هنرجو باید سال‌ها تمرین مداوم روی کنترل نفس و دقت در اجرای نت‌های موسیقی را در مدرسه هنری انجام دهد.

💡 در داستان‌های قدیمی، آوازخوان درباری وظیفه داشت با خواندن اشعار عاشقانه و حماسی، فضای شب‌های طولانی در قصر پادشاه را با موسیقی دلنشین پر کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران