آنچش یک اصطلاح فارسی است که به عنوان مخفف آنچهاش به کار میرود و به صورت خاص در شعر و متون ادبی مورد استفاده قرار میگیرد. این واژه به معنای آنچه او را، آنچه به او، یا آنچه از او است، به کار میرود و معمولاً برای اشاره به چیزی که به شخص یا موضوع خاصی مربوط میشود، استفاده میشود.
ویژگیها و کاربردهای آنچش
استفاده ادبی: این واژه در اشعار و متون ادبی به کار میرود و به ایجاد زیبایی و آهنگ در متن کمک میکند.
معنای چندگانه: با توجه به بافت و زمینه استفاده، میتواند معانی و تفسیرهای مختلفی داشته باشد.
قید و وصف: این اصطلاح میتواند به عنوان قید یا وصفی برای توصیف ویژگیها یا احوالات یک شخص یا موضوع به کار رود.
( آنچش ) آنچش. [ چ ِ ] ( ضمیر + حرف ربط + ضمیر ) مخفف آنچه اش. آنچه او را:
بدو بازداد آنچنان کش بخواست
بیفزود در تن هر آنچش بکاست.فردوسی.فرود آوردی آنچش خود برآوردی
گسستی هرچه را کآن خود به پیوستی.ناصرخسرو.
( آنچش ) آنچه اش، آنچه او را.
( آنچش ) ( اسم ) مخفف ( آنچه اش ) آنچه او را بیفزود در تن هر آنچش بکاست ( فردوسی ).
(شاعرانه): مخفف آنچهاش؛ آنچه او را، آنچه به او، آنچه از او. بدو باز داد آن چنان کهش بخواست/ بیفزود در تن هر آنچش بکاست. «فردوسی»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بی گنه در خورد زندان آمدست گفت آنچش حبس دندان آمدست
💡 من از غم فارغم بشنو سخن راست خدا داند کند آنچش بوَد خواست
💡 ز خرگاه و از فرش و پرده سرای که داند شمرد آنچش آمد به جای
💡 بر در گنج یافت سلطان دست مهر آنچش درست بود شکست