آنجایی

ویکی واژه

اهل آنجا، از مردم آنجا. یکی از اکابر آنجایی را... مرضی طاری گشته بود. «جامی»

جمله سازی با آنجایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تو همچون گربه آنجایی که آن ظالم نهد خوانی مگر سیری نمی داند سگ مردار خوار تو؟

💡 اما از آنجایی که کنفرانس خواسته عدم مذکره هیچ دولت عربی به تنهایی را تأیید نکرد، احمد الشقیری از کنفرانس خارج شد و در کنفرانس سران برای بررسی این پیشنهادها نیز شرکت نکرد.

💡 گر اینجایی گر آنجایی وگر آیی وگر نایی همه قندی و حلوایی زهی حلوا اغاپوسی

💡 نام کامل او «میرزا غیاث الدین بن شاهرخ بن امیر تیمور» است و به نام‌های بایسنقر میرزا و سلطان بایسنقر بهادر خان نیز شهرت دارد. از آنجایی که چندین نفر از شاهزادگان و امیران تیموری در ایران و گورکانیان هند دارای نام «بایسنقر» یا «بایسنقر میرزا» بوده‌اند، نباید با آنان اشتباه گرفته شود.

💡 از آنجایی که اثربخشی سازمانی در طیف گسترده ای از عملکردهای سازمانی به کار می رود، چندین مدل مختلف برای دستیابی به انعطاف پذیری در بین سازمان هایی با وظایف و اهداف مختلف توسعه یافته است.

💡 کار آن دارد که کار این جهانش هیچ نیست یارب آنجاییم گردان تا از اینجا بگذرم

💡 آنجایی که زندگی با چالش‌های بزرگ روبرو می‌شود، انسان‌ها معمولاً یاد می‌گیرند که چگونه با صبر و حوصله و قدرت اراده بر مشکلات غلبه کنند.

💡 آنجایی که شک و تردید در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی وارد می‌شود، سازمان‌ها با ریسک‌های جبران‌ناپذیری روبرو می‌شوند که می‌تواند آینده کل مجموعه را به خطر بیندازد.

💡 او همیشه تلاش می‌کرد آنجایی که صحبت از عدالت و حقوق بشر می‌شود، با صدای بلند و قاطعانه از مظلومان و افراد بی‌گناه دفاع نماید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران