خرگله

لغت نامه دهخدا

خرگله. [ خ َ گ َل ْ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) گله خر:
خانقه چون این بود بازار عام
چون بود خرگله دیوان خام.مولوی.

ویکی واژه

خر+گله
گله خر. کنایه از عوام‌الناس

جمله سازی با خرگله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واعظ خر است و انجمن وعظ خرگله گر خر رود به خرگله نتوان ز خر گله

💡 چونک بر بام فلک از پی ما خیمه زدند ما از این خرگله خرگاه چرا برنکنیم

💡 تیغ سگ کش سرودم را به سر افروخته به آخور گیتی از این خرگله پرداخته به

💡 سگ زن تراز این خرگله بسیار شنید چون بر دگری نرفت تکلیف نکاح

💡 این خرگله مغز جو که سگ های ترند وین سگ رمه پوست بوکه خشکان خرند

💡 وگر ز چنبر گردون برون کشی سر و گردن ز خرگله برهیدی فرشته‌ای و ز ناسی

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
زیاف یعنی چه؟
زیاف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز