خداحافظی کردن

مترادف‌ها

وداع کردن، بدرقه کردن

متضادها

خوش‌آمد گفتن

لغت نامه دهخدا

خداحافظی کردن. [ خ ُ ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بدرود گفتن.خدانگهدار گفتن. وداع کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

بدرود گفتن خدا نگهدار گفتن

ویکی واژه

salutare

جمله سازی با خداحافظی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تولید آدامس خروس در سال ۱۳۳۵ شروع شد. ولی خروس، اولین تولیدکننده آدامس در ایران نبود. بلکه قبل از آن، آدامسهای «طوطی» نشان و «طاووس» نشان در ایران وجود داشته‌اند که پس از حضور آدامس خروس، آن‌ها جایگاه خود را ازدست داده و از بازار خداحافظی کردند.

کلمات مرتبط