افسانه خواندن

مترادف‌ها

قصه‌گویی، داستان‌سرایی

فرهنگ معین

( ~. خا دَ ) (مص ل. ) یاوه گفتن، بیهوده حرف زدن.

فرهنگ فارسی

افسانه سرودن افسانه گفتن

ویکی واژه

یاوه گفتن، بیهوده حرف زدن.

جمله سازی با افسانه خواندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بس است این زهر‌ِ شکر‌گون فشاندن بر افسون خوانده‌ای افسانه خواندن

💡 وصال و وحشی این افسانه خواندند به پایان نامده دامان فشاندند

💡 بس است دیگر افسانه خواندن و گفتن که قصه گوئی از شغل و پیشه سفهاست

💡 پدربزرگ هر شب پیش از خواب، با صدایی آرام و مهربان شروع به افسانه خواندن برای نوه‌هایش می‌کرد تا آن‌ها را به دنیای رویا و خیال ببرد.

💡 برخلاف تصور عمومی، افسانه خواندن در ادبیات کهن، روشی برای انتقال ارزش‌های اخلاقی و آموزه‌های مهم اجتماعی به نسل‌های بعدی از طریق داستان‌های نمادین بوده است.

💡 کودکان با گوش دادن به معلم خود که مشغول افسانه خواندن در کلاس بود، با دنیای موجودات افسانه‌ای و قهرمانان بزرگ تاریخ آشنا شدند و تصوراتشان رشد کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران