ارضاع

لغت نامه دهخدا

ارضاع. [ اِ ] ( ع مص ) شیر دادن. ( تاج المصادر بیهقی ). شیر دادن زن. ( منتهی الأرب ).

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) شیر دادن.

فرهنگ عمید

شیر دادن.

فرهنگ فارسی

شیردادن، شیردادن زن به بچه، کودک راشیردادن
( مصدر ) شیر دادن

ویکی واژه

شیر دادن.

جمله سازی با ارضاع

💡 آمیزش جنسی میزراهی به معنی دخول جنسی به پیشاب‌راه زن توسط کیر، کیر مصنوعی یا انگشت است. این گونه از آمیزش جنسی با سوندگذاری میزراهی متفاوت است؛ چراکه در سوندگذاری میزراهی، فرد با قرار دادن یک ابزار پزشکی ویژه درون پیشاب‌راه خود، اقدام به گونه‌ای کام‌گیری جنسی می‌کند یا فتیش خود را از این راه ارضاع می‌کند.

💡 وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ فی الرّضاع و الاجرة فابی الزّوج ان یعطی المرأة رضاها و ابت الامّ ان ترضعه فلیس له اکراهها علی ارضاعه لکنّه یستأجر للصّبیّ مرضعا غیر امّه و ذلک قوله: فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْری‌.

باد موافق یعنی چه؟
باد موافق یعنی چه؟
زرادخانه یعنی چه؟
زرادخانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز