واژه «احباء» یک واژه عربی است که در زبان فارسی نیز وارد شده و به معنای دوستان نزدیک، یاران صمیمی و کسانی است که رابطهای عمیق، محبتآمیز و همراه با دوستی و وفاداری با یکدیگر دارند. این واژه جمع کلمه «حبیب» است و به گروهی از افراد اشاره میکند که میان آنها پیوند محبت، دوستی و علاقه قلبی وجود دارد. هنگامی که گفته میشود «احباء»، منظور مجموعهای از دوستان یا همراهانی است که در سطحی فراتر از آشنایی ساده، رابطهای عاطفی و صمیمی با یکدیگر دارند. این واژه بیشتر در متون ادبی، دینی و رسمی به کار میرود و بار معنایی محترمانه و عمیقی دارد. در متون دینی، «احباء» گاهی برای اشاره به دوستان خدا یا کسانی که مورد محبت الهی قرار دارند نیز استفاده میشود و نشاندهنده جایگاه معنوی و ارزشمند آنان است. برای مثال، ممکن است در یک متن گفته شود «احباء خداوند»، که به معنای بندگان محبوب و نزدیک به خداست. این واژه همچنین در ادبیات فارسی برای بیان شدت دوستی و پیوند عاطفی میان افراد به کار میرود و بر صمیمیت و وفاداری تأکید دارد. در برابر این واژه، مفاهیمی مانند دشمنان یا افراد بیگانه قرار میگیرد که نشاندهنده نبود رابطه محبتآمیز است. بنابراین، این کلمه به معنای دوستان نزدیک، یاران صمیمی و افراد مورد محبت است که میان آنان پیوندی عمیق و عاطفی وجود دارد و این واژه جایگاه مهمی در متون ادبی و دینی دارد.
احباء
لغت نامه دهخدا
احباء. [ اَ ح ِب ْ با ] ( ع ص، اِ ) اَحِبّا. ج ِ حبیب. ( دهّار ). دوستان:
درد احبا نمی برم به اطبا.سعدی.
احباء. [ اِ ] ( ع مص ) نرسانیدن تیر بر نشانه.
احباء. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ حَباء.
فرهنگ معین
( اَ حِ بّا ) [ ع. ] (ص. اِ. ) جِ حبیب، دوستان.
ویکی واژه
جِ حبیب؛ دوستان.
جمله سازی با احباء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و قال ذوالنون: اقبح الغفلة بالالباء والعلة بالاطباء والسلوة بالاحباء. شیخ الاسلام گفت: که عبداللّه بستی گوید، کی جنید گفت: ارمرد این سخنان ما از وراء هفتاد پرده قبول کند، آخر از اهل آنست.
💡 ننسی عهودا مضت من قبل فرقتنا انتم و نحن احباء و اخوان