این کلمه در زبان فارسی به دو معنی اصلی اشاره دارد:
گناهکار: آهمند به شخصی اشاره دارد که در انجام کاری ناپسند یا خطایی مسئولیت دارد. این فرد میتواند به عنوان کسی شناخته شود که رفتار یا اقداماتی انجام داده که با اصول اخلاقی یا قوانین اجتماعی در تضاد است. این واژه غالباً برای توصیف افرادی به کار میرود که مرتکب گناه یا اشتباهی شدهاند و در نتیجه، عواقب منفی آن رفتار متوجه آنهاست.
دروغگو: در این کاربرد، آهمند به فردی اشاره دارد که به طور عمدی دروغ میگوید و دیگران را فریب میدهد. این نوع فرد ممکن است برای کسب منفعت شخصی، از جمله به دست آوردن اعتماد یا توجه دیگران، اطلاعات نادرست ارائه دهد. در این مورد، آهمند به معنای فردی است که به نوعی دست به فریبکاری زده و دیگران را به اشتباه میاندازد.
( آهمند ) آهمند. [ هَُ م َ ] ( ص مرکب ) شاید مخفف آهومند. مقصر. گناهکار. عاصی. جانی:
چو جستی کسی با کسی گفتگوی
بچیزی که سوگند بودی در اوی
ز پولاد سندانی اندر شتاب
ببردی چو تفسیده اخگر ز تاب
یکی برگ تر زآن درخت به بر
نهادی اَبَر دست و سندان زبر
کَفَش سوختی گر بدی آهمند
و گر راست بودی نکردی گزند.اسدی.و در فرهنگ اسدی به معنی دروغگو بفریب آمده، و از صاحب فرهنگ منظومه نیز بعض دیگر فرهنگها بیت ذیل را نقل کرده اند:
آدرخش صاعقه، بدی آسیب
آهمند آن دروغگو بفریب.
و اینکه بسکون هاء ضبط کرده اند ظاهراً صواب نیست. و رجوع به آهومندشود.
( آهمند ) (هُ مَ )(ص مر. ) ۱ - آهومند، گناهکار، عاصی. ۲ - معیوب. ۳ - دروغگو.
( آهمند ) ۱. گناهکار.
۲. دروغگو.
۳. = آهومند
( آهمند ) ( صفت ) ۱ - مقصر گناهکار عاصی. ۲ - دروغگوی فریبنده.
آهومند، گناهکار، دروغگو، معیوب، عیب دار
(قدیم): دروغگو، معیوب، گناهکار، عاصی، آهومند. کّفّش سوختی گر بُدی آهمند/ وگر راست بودی نکردندی گزند. «اسدیطوسی»