چرا و چون

لغت نامه دهخدا

چرا و چون. [ چ ِوُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) چون و چرا. استدلال خواستن. تعلیل طلبیدن. مناظره. بحث و تعلیل:
تو گرد چون و چرا گر همی نیاری گشت
چرا و چون ترا ما بجان خریداریم.ناصرخسرو.چرا و چون نرسد دردمند عاشق را
مگر مطاوعت دوست تا چه فرماید.سعدی.

فرهنگ فارسی

چون و چرا. استدلال خواستن.

جمله سازی با چرا و چون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آن ثُقبه چرا و چون نگنجد که از تنگی نَفَس بیرون نگنجد

💡 نوشته بر سر ما یفعل الله چرا و چون کجا گنجد درین راه

💡 زین پیش اگر دم از جنون میزده‌ام وانگه قدم از چرا و چون میزده‌ام

💡 بنگر چو شد عیان بلباس چرا و چون آنکو نهان بکسوت بیچون بی چراست

💡 دانا ز تو چون چرا و چون پرسد بالات سخن نگوید، ای برنا

💡 تاکی به چرا و چون دهی عمر به باد ای بنده خدایی به خدا بازگذار

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز