قبول افتادن

مترادف‌ها

پذیرفته شدن

لغت نامه دهخدا

قبول افتادن. [ ق َ اُ دَ ] ( مص مرکب ) مطبوع و پسندیده شدن. مقبول واقع شدن. ( ناظم الاطباء ):
صالح و طالح متاع خویش نمودند
تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.حافظ.ز عرض حال که نفتد قبول یار چه حظ
چو گل به باغ نمی آید از بهار چه حظ.واله هروی.

فرهنگ معین

( ~. اُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) مورد پسند واقع شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدرل ) قبول آمدن.

ویکی واژه

مورد پسند واقع شدن.

جمله سازی با قبول افتادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از ماه‌ها مطالعه و تمرین بسیار مستمر، او بالاخره توانست در آزمون بسیار دشوار ورودی دانشگاه با نمرات بسیار عالی و درخشانی قبول افتاد.

💡 بسیاری از دانش‌آموزان امیدوارند که با تمرکز بیشتر بر دروس اصلی و مطالعه دقیق، در امتحانات پایان سال با موفقیت و نمرات بالا قبول افتادند.

💡 اگر می‌خواهی در این رقابت سنگین و بسیار دشوار پیروز شوی، باید تمام توان خود را برای قبول افتادن در مرحله اول آزمون‌های انتخابی به کار بگیری.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران