لغت نامه دهخدا
داد زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) آواز بلند برآوردن. فریاد کردن.
داد زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) آواز بلند برآوردن. فریاد کردن.
آواز بلند بر آوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنچه اشراف بلد داد زدندی کایقوم تخم در شوره مکارید نبخشید ثمر
💡 از ره بیداد زدندش بسی قاعدهٔ داد ندید از کسی
💡 بیدادها کنند وکسی را یک دم مجال داد زدن نیست
💡 از سر بیداد زدندش بسی قاعدهٔ داد ندید از کسی